تبليغاتX
کلبه درویشی -

چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

 

سلام سلام...... من اومدم ..... البته شرمنده .دیر میام.. دیگه آخه مرغداری شلوغه ...

  بیشتر دوستای گلم از چند سال و چند روز اول زندگی و تفاوتش با بعدها گفتن. که البته برا خیلی ها و عموم می شه صادق در نظر گرفتش... ولی خب. نظر من" حد اقل در مورد آدمی که دوست داره با بعضی دیگه تفاوت داشته باشه فرق می کنه. حالا برا عمل کردن بهش باز یه چیز دیگه است.

عموما تو فامیل ما سن ازدواج پایینه, حتی قبل از شاغل بودن و حتی بیشتریا دانشجو. پس با این حال تصمیمم با اجله نبوده.(حالا شما کوتاه بیایین). قبل از تصمیم به از دواج هم در قسمت شغلی (مغازه) با یکی از دوستا شریک شدم تا ببینم می تونم حد شراکتو نگه دارم یا نه....(بلاخره اینم یک تسته دیگه..)

راستی قراره خلاصه بنویسم.....

محرم: این قسمت زندگی برا من خیلی قشنگه و از همه بیشتر دوستش دارم... از این مرحله به بعد آدم یک محرم برا حرفای دلش که شاید برا خیلی ها مهم نباشه ... پیدا می کنه . خستگی خیلی کارها و حرفها بعضی وقتا فقط با گفتنش بر طرف می شه و سنگینیش از رو دل آدم بر داشته می شه. ولی خوب برا گفتنش یک محرمی لازمه ..... {در کل تمام اینها برا تعادل در رفتار آدمی است}

عقد: که در این روش از قاعده پیمان پیروی می کند. یعنی هر انسانی باید در مقابل پیمانی هر چند کوچک پایدار بماند تا در ادامه, طبیعت هم کار خود را انجام دهد.(نتیجه اش رو ببینید) عموما همه دوست دارن طرف مقابل عمل کنه ولی خودشون نه! و با هر مساله کوچیکی برا خودشون جای فرار می زارن.و از زیبایی این خوش قولی دور می شوند . پس انتظاری هم نیست که پایبند بمونن. عقد هم دقیقا یک قول و پیمان است.

مشترک: (این قسمتو بعدا باید پر کنم) ولی از طرف استاد می گم. باید حرکت به طرف یکی شدن باشه . اگه نمره شما اول زندگی 20 باشه رفته رفته باید بشه 40, 50 , 100 , همینطور رو به بهتر شدن. والا هدف از ازدواج شما هوس بوده نه کمال........

خوب حالا کی دوا داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی مخلصم.

واقعا ممنون با اینکه دیر می اومدن .... دوستای گلم منو فراموش نکردن.... دوستون دارم...

 

نوشته شده توسط جواد اسماعیلی در 6:52 |  لینک ثابت   •