جمعه بیست و دوم شهریور 1387
به نام خدای لحظه..![]()
سلام خدمت دوستای گلم شرمنده ... هر سری که آپ می کنم فک می کنم دفعه بعدی دیگه زودتر آپ می کنم ولی نمی شه.. دستام دست خودم نیست. باز بعد مدتی که می خواهم بنویسم. اینقد چیزی یادم میاد که باز نمی دونم کدومو بنویسم .. همین راضی کردن خودم تا کیبوردی شدن دستام سخته.. ولی آخرش اومدم .(بد بخت شدین باز باید 100 صفحه رو به زور بخونین) باز یه قول نصفه می دم که زیاد نشه... به شرطی که چندتا خط بالا رو حساب نکنین... می خاستم از حدیث حظور و غیاب بگم . ولی این یکی شاید به ماه رمضان نزدیک تر و پر ربط تر باشه .
خدا در طول .. / .. خدا در عرض
توی خیلی جاها خدا می گه دنیا همش بازیه ..- بازی . اگه بازیه بیاییم هر چیزی رو که به نظرمون درست و سازنده میادو توی این بازی امتحان کنیم هر کدوماش که بهتر جواب داد رو برا بهتر زنددگی کردن تو خودمون نگه داریم و بقیه رو بریزیم دور. این و گفتم چون هنوزم کتاب زندگی کاملی توسط انسانها برای انسانها نوشته نشده.(کتابی که انسان بنویسه _نه قرآن و تورات و انجیل و کتابهای خدا...اشتبا نگیرین..)همچنین بخاطر اینکه الگوها و راه و روشهایی که اطرافمون وجود دارن بسکه داقون و افتضاحه به هر دینی نسبتش بدی فاتحه اون دین خونده می شه .. پس کاری به اینها هم ندارم.(اینجا بخشیدمااا والا همه ادیانو بهم گره می دادم ..پس ازم تشکر کنین) .-هنوز سر اصل مطلب نرفتما!!
این فرضیه من در اوردی رو هم پس امتحان کنید...![]()
باید دید اول جزو کدوم گروه هستیم ..تا بعد یا پررنگ ترش کنیم یا عوضش کنیم..(هنوزسر فولم هستم تصمیم دارم خلاصه بنویسم...)
خدا در عرض: شکل ظاهری این قسمت شبیه یک طنابی است که یک قسمتی سیاه و یک قسمت سفید و تا پایان طناب به همین ترتیب است. شرح: شما هر گاه در قسمتی از این طناب برشی بزنید سر طناب یا مشکی خواهد بود یا سفید . حالا اگه بیاییم به حالت مثال این قضیه.. می بینیم : یا فقط گریه میکنن یافقط خنده . یا بهشتی هستن یا جهنمی . یا صفرهستند یا یک. اگه ناراحت بشن دیگه راه دوم ی براشون در کار نیست و سریع در هر حالتی چه شادی چه غم افسرده می شوند.
خدا در طول : این طناب سیاه و سفید ما خطهاش در طول کشیده می شود این دفعه.... طناب و از هر جایی قطع کنی هم رنگ سیاه درش هست هم سفید . این افراد در عین غمگینی شادند. و همیچ کدام از این دو(غم و شادی...) تنها گیرشون نمیارن که بخواهن افسره بشوند.اگه ناراحت بشن امیدی هست که وسط کار خودشان را قانع کنند.در عین جهنمی بودن می توانند بهشت رو هم تجربه کنند. همیشه یک راه دومی برا مشکلات می تونن پیدا کنند.
![]()
![]()
حالا اگه این موضوع را در مورد خدا کار ببریم چی؟!! راستش مثالها همیشه کارشون کمک کردنه و آسون کردن . و دقیقا صادق بر خود مطلب نمی تونن باشن.... خب . اگه ما خدا را در طول پیش خودمون داشته باشیم ..... در هر موفعیت (مشکلات و شادی ها) . خودمونو برش بزنیم در کنارمون هست . ولی اگه خدا رو در عرض داشته باشیم ... و برش بزنیم بعضی جاها داریم بعضی جاها نداریم(نمی تونیم ازش استفادهکنیم).
و با داشتن همیشگی اش احساس تنهایی نداشته باشیم و بر عکس با حس کردنش در کنارمون توی همه کارها شریک بدونیمش . _این قسمتش خیلی باحاله : یه وقتایی داری به چیزی فک می کنی می بینی یکی یه خورده تغییرش میده (رشد می ده به اون مطلب...) کلی موضوع جدید برات باز می شه . یا خیلی وقتا که کسلی همون چیزای معمولی اطرافو به چنان جک باحالی تبدیل می کنه که دلت درد می گیره.....(چی گفتتم... فردا اعدامم..).وقتی بدونی یکی از همین نزدیکی داره نگاه می کنه کاراتو ولبخند و ناراحتی شو از کارات ببینی!!! وباشی باهش. شاید درست یا اشتباه بودن خیلی کارها رو هم بتونی به خودت بسپاری. (...البته شیطان هم بی کار نمی نشینه ها...).
حالا شما بگین در این کارایی که می گم خدا کجابوده....![]()
![]()
مجلس مجلس مثلا مذهبی یا مثلا دعاست.... تا وقتی که همه داخل مجلس نشستن که خوبن تا میان بیرون همه برمی گردن به سر همون دزدی و کلاه برداری و دروغ و غیبت و... و کلا قضیه تمام شده و برمی گردن سر خانه اولشون.![]()
2 طرف یک ساعت و نیم داره بچه این یکی اون یکی رو نصیحت می کنه بچه خودش از عالم بد تر..(چه ربطی به موضوع داشت...
). باباهه برنامه برا همه می نویسه و مشاور همه فامیل هست ولی تو خونه با خانوادش مشکل داره... ![]()
خیلی خیلی فشرده نوشتم... بعد هر نقطه یک مکث واستراحتی بکنین...![]()
![]()
![]()
![]()
شاید بشه از طول ضرب در عرض هم استفاده کرد. شکلش فک کنم مثل نردبان بشه ... الوار هایی که در طول بکار رفتن..... و الوارهایی که به عنوان پله در عرض.... که از مجموع هر دوتاشون می شه استفاده کرد. و بالا رفت........ حسابی گیج تون کردم . بابا مثاله دیگه ... خوبین. نوشته های من بمباران افکار رو پیش میاره مواظب باشید.
جون من , این دفعه کم ننوشتم؟
![]()
ممنون که وقتی نیستم هم بیادم هستین خیلی خیلی دوستون دارم![]()
![]()
پی نوشت:
اگه به آسمون توی شب خوب نگاه کنید می بینید که آسمون هم برش خورده .... و ی خیلی نور توی شب به طرف زمین می اومدن که نزدیکای زمین یکی برششون زده ..... و این جور زیبا جلوه می کنن.....پی نوشت2:یه مثال دیگه.... آگه یک تسبیه رو در نظر بگیریم ... خدا در عرض مثل این می مونه که یک دونه تسبیه سیاه یکی بهدیش سفید همین طور تا آخر... و خدا در طول می تونه مثل نخ داخل تسبیح باشه .. که تا آخرین دانه درکنار دانه ها هست............
پی نوشت 2: آدمی که خدا روهمش در کنارش داره( در طول): در عین شادی هاش غمش هم شارژ می شه. و در عین غمگینی شادیش شارژ می شه .. به همین خاطر بیشتر وقتا متعادل است. .... که خود این موضوع باعث حل شدن خیلی از مسائل می شه.....
![]()

