جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387
به نام خدای عشق ...
هیچ کس و هیچ چیز ارزش همه عشق پاک شما رو نداره ... پس فکر نکنید که با ازدواج یا داشتن دوستانی عشق واقعی رو چشیدید . نه اصلن همه این دوست داشتنا چه از طرف دوستان یا همسر هر کدام مراتبی از عشق هستند . و هنوز تا تکمیل لیاقت عشق شما خیلی مونده .تا حق عشق عدا بشه... عشق همان خداست و خدا همان عشق .. و هیچ کس جز صاحب خانه لیاقت خانه را ندارد و اوست که می تواند حقش را به جا بیاره. و با تمام وجود عشق کند خانه ((انسان )) را .![]()
![]()
![]()
مختصر: عاشقی و معشوقی برا انسانها خیلی کمه ........باید خود عشق شد.
یعنی هر چیزی رو که فکر می کنیم که می تونه چیز خوبی باشه از هر کی!! به درون خودمون بیاریم . و هر چیزی رو که فکر می کنیم بده و زشت می تونه باشه از خودمون بیرون کنیم . تا به واقیت عشق برسیم . تا بفهمیم که جای هر کسی نیست این دل . جالبه که خدا چیزایی شبیه خودشو برا آدما واجب کرده (همسر . دوستان . هر چیزی که در آنها رابطه مهربونی و دوست داشتن با آدم باشه ..عروسک..) . تا به انسان بعد مدتی ثابت کنه که هیچ کس نمی تونه ((اون)) بشه. -*و به قدری که آدم لیاقت داره مورد دوست داشتن قرار بگیره.![]()
![]()
مگه این که دوستی ها برا او باشه هدف ازدواج و دوست داشتن ها به خاطر(( او)) باشه تا به زندگی جاوید برسند.
و الا همه هیچ می شوند و پوچ ...![]()
عشق خاصیت ماده را داره از بین نمی ره .بلکه تبدیل می شود(تغییر می کند). و انسانها عشق را به هر نحوی که دوست دارن تغییر می دهند . و به همون اندازه هم بهره می گیرن ...و جالبه بهره عاشقی
...جدایی از معشوقه و اگه به هم هم برسن بعد از چندی باید دور بشن تا بتونن بمونن .
ولی بهره عشق شدن .. از همون اول بودن است
و تا آخر موندن و تازه بودن.![]()
![]()
یکی از آرزوهای یکی از گلهایی که توی همین وب لینکه : می خام طوری باشم که بین عمو ها.................. بشم عمو مهربونه......... .
این دفعه فقط همینو می خاستم بگم .... و تموم ولی خیلی خیلی برام مهم بود...
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387
به نام خدایی که فقط او تنهاست ..... نه تنها ها...
بازم سلام میبینم که زودی میامو زودی هم پسر خاله می شم.... قرار بود در مورد زندگی بنویسم البته موضوعی رو تا آدم تا نرسه نمی تونه در موردش حرفی بزنه در مورد این موضوع زندگی هم من چند وقتیه که دارم بهش فکر می کنم ..... آخه آخرش تصمیم گرفتم ازدواج کنم ... و این موضوع هم از قبل تو ذهنم بود ولی نمی شد از چیزی که درش نیستم بنویسم .....(شخصش هنوز مونده..)۵۰٪![]()
گل شمعدانی ................................ گل یاس
گل شمعدانی چقدر ظاهر شکیل و چشم نوازی داره و مخصوصا تو خانوا ه های ایرانی سبل نمی دونم چیه که همه جا هست. خوب قرار شد یه خورده بهش نگاه کنیم ویه اطاقی (برچسبی) براش تو ذهنمون داشته باشیم تا بعد.... این گیاه خیلی خوش قلمه است و برگهای پرزدارش وقتی بهم می خوره وجودش رو در خانه ای ثابت می کنه.....ساقه این گیاه کاملا صاف و بند بند و خیلی شکیل است . وجنس ساقه آن برخلاف ظاهرش خیلی شل و کلا به شکل آب مانند است .

گل یاس . این گل در باغچه و باغها عموما رشد بهتری دارد تا گلدان . نحوه تکسیر آن بیشتر به صورت قلمه است و مثل شمعدانی ها خوش قلمه است . ولی مشتری خاصی داره. و عطر این گل محدود به آن باغچه و کوچه نیست .... بلکه میرود تا جایی که هوای کوچه کثیفش نکنه!!!. ساقه این گل محکم ولی انعطاف پذیر است به طوری که بعضی جاها ازش سبد می سازن...
همین مقدار برا فعلا فک کنم بسه...
گل شمعدانی رو یه نوع خانواده در نظر بگیرین........و یاس رو یه نوع.....(فعلا فقط برای یک زوجی که تازه می خاهن ازدواج کنن)
اگه دوتا قلمه گل شمعدانی را کنار هم بزارین ( طوری که بهم چسبیده باشن)بعد از مدت کوتاهی هردو خواهند پوسید ... و تنها راهشان اینه که از همون اول از هم دور باشن ولی با هم رشد کنن و از دید مردم هنوز زیبا هستن فقط دید مردم نه خودشان. ولی گل یاس از همون اول که جوانه اش شروع به رشد می کنه و همسفرش را بین همه جوانه ها پیدا می کنه و مثل کلافهای طناب به هم می پیچن و بالا می روند تا به مقصودشان که یکی شدن هست برسن و گاهی قلمه سمت چپی به راست و گاهی به چپ ...جای خالی هم رو در این سربالایی پر می کنن و همزمان هوای همو دارن و در تکاپو برای رشد خودشو تلاش می کنن تا برسن به لب بومی که ......دیگه همه عطرشونو سوقات ببرن ....تازه غیر از خودشون که از آغاز لذت می بردن.
جاهای مشترک در گل شمعدانی فقط می تونه خاک تو گلدونش باشه ...تازه می گن اگه برگاش خلوت تر باشه پوسیدگیش کمتره... ولی گل یاش از همون خاگ باغچه اشتراکشون شروع می شه (فرق گلدون وباغچه ..یادتون نره) +ساقه که باز هم باهمن و آخرش که حالت چمنی داره که به قدری در هم حل میشن که پیدا نیست که کدوم گل از کدوم ساقه است . (اصل یکی شدن)... . و ساقه های شمعدانی به صورت موازی و جدا از هم باید باشد و از گل فقط قشنگ بی بوشون هم اسمی در کتاب عشقهای واقعی نیامده. مشتریان این گل همه در بیرون گلدانند ولی هم گلدانی هایند که از واقعیت با خبراند ......تازه بعضی جوانه های یاس هم در اوایل مرید این گلها می شوند.
خواص یاسی * انعطاف پذیری مثل ساقه ها. * داشتن قاعده رشد و تکامل باز هم ساقه ها هر بار که تو تا جوانه به هم نگاه می کنن همدیگر را بیشتر می شکافند و داعما در حال پیدا کردن هم ..و رشد هستند که باعث شکل مارپیچ ساقه می شن.* داشتن اصالتی مثل زمین پشتوانه خوبی اشت برای یک زندگی خوب . و نه گلدانی بودن و مرداب شدن و دادگاه ... *داشتن هدفی مشترک وصادق بودن..... .با هر چقدر فرق سلیقه ها و دنیای قبلی مان باعث نبود هیچ گونه خلع در بین این ساقه ها در طی کل مسیرشان است. و نتیچه این اطمینان و صادق بودن و خالصانه دوست داشتن را می شه از گلی که حاصلشان است به راحتی به هر دلی رخنه می کنه ... دید. و اسم گلش نماینده خوش بویی در زمین شود....... {شما انسانها نماینده من هستید در زمین .( کاتالوگ انسان قرآن)} پس زندگی کنیم و انسان بشویم و بمانیم.... تا فرشته هاهم از سجده ای که کردن پشیمان نشوند.............ه ه چی گفتم!!!؟!!
کلا هر چیزی که وجود دارد پیامی برای ما دارد فقط ما باید در مرحله اول انو تبدیل به سئوال کنیم و بعد (از آنالوگ به دیجیتال).... اگه حتی در هیچ کتابی هم چیزی ازش پیدا نکردین از خودش بخاهین و بزور هم که شده بگیرین مطلبشو..... والا یک اطاق رو از دست دادین .
{تمام هستی مسخر شماست .... یابه روایت بنده همه عالم مسخره منو شماست ..ه ه } نتیجه ای که من از این آیه گرفتم توی این دوتا آپ نوشتم ..... شرمنده که فهم من قادر به نوشتن زیبایی هایی که واقعا هستن.... نیست.
پی نوشت 1:
در مورد عشق جاوید و عمر جاوید جوانی جاوید .....که آپ قبلی گفتم در حد اشاره می شه فقط گفت برای رسیدن به چیز های جاودانه باید به اصول جاودانگی پایبند و مقید شد که دیگه این آپ زیاد میشه دیگه....
خوب این جوری که نمی شه اومدین یه مثال با یه واقعیت مربوط بهش هم بیارین.....
آپ قبلی رو حتما اول بخونید بعد..
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387
سلام باز اومدم..... شرمنده که دیر اومدم
... به ما نگاه نکنین شما همچنان با معرفت بمونین.![]()
..... این دفعه یه موضوعی براتون دارم (نرم افزار) که اگه خوب تو ذهنتون نصبش بکنین در تمام دنیای دید دنیای شنیدنی و لامسه و بویایی شما تاثیر خواهد گذاشت و در هر زمینه ای یک دنیایی را رو به شما باز خواهد کرد . و برای نصب این نرم افزار برای هر نفر فقط یک نفر متخصص می خواهد که فقط فقط خود همان فرد است ....
.
دنیای مثال ..../...
هر چیزی که در عالم وجود دارد نماد و سنبل چیزی در انسان است (این می تونه خلاصه کل مطلب این دفعه باشه ولی.... فکر کردین از دست من می تونین در برین...) و جالبی این موضوع به اینه که این اتفاقها و نمادها و .... عام و کلی نیست بلکه خصوصی و مخصوص و ویژه هر فردی است. یا بهتر بگم انفرادی است. یعنی بروز هر اتفاق و روندی در اطراف ما(چه خیلی کوچک چه خیلی بزرگ) می تونه مربوط به شباهتی به یکی از کار های ما در گذشته یا حال یا آینده باشه . و حتما به ما ربط داره حالا ما اختیار داریم که ازش راحت بگذریم یا ازش درس بگیریم ...درس بگیریم.... فکر کنم اون جمله که می گن تا گور دانش بجو مال این قسمت باشه نه فوق لیسانس و دکترا و... . چون هدف اصلی آدم ها نزدیک شدن به انسانیت است . نه؟ انسانیت نه اینکه بخاد با انسان شدنش بدرد کسی بخوره ها... نه بخاطر اینکه خودش خوب زندگی کنه و لذت ببره ..... . حالا به خاطر اینکه به خاهیم به این قله برسیم باید چند پله رو بگذرونیم .. البته نه طوری که از کار و کاسبی و امور روز مره عقب بیفتیم .... خیلی معمولی و ساده و راحت این کار . که توی ادیان پله های این قله رو توضیح دادن . حالا من از پله اول که طبیعته شروع می کنم . همه می گن طبیعت استاد ماست . یا طبیعت مادر علم هاست . یا خیلی چیزای دیگه.... .
![]()
چرا طبیعت؟ چه طوری ؟...![]()
![]()
طبیعت یا هر شیعی و موجودی یا چیزی (غیر انسان) به اجبار خدا را می پرستد و تابع فرمان اوست و قوانینی که برای آنها ریخته شده در غیر پرستش خدا موجب خشکی و نابودی آن چیز می شود .. و مثل جاده ریل مانندی است که راهشان مشخص شده است .ولی محدود (البته نه مثل ریل های چین...شایدم بله!!).پس تا حدی و جایی می شه این ریل رو ملاک قرار داد.((البته تا حدی هاا)).![]()
در مورد چطوریش هم همون قضیه مثال کاربردی ترینش است ....فقط چندتا از قضایای ریاضی ( ![]()
)رو هم باید بهش اضافه کنم .ولی توضیحش با خودتون که نگین زیاد شد!!!
...قضیه جای گذینی..(خوتونو در اون مثال جایگذین کنید)
قضیه رشد.(خودتونو که در مثال قرار دادین به قضیه رشد بدین منظور اینکه خودتونو با مثال یکی کنید در حالی که اتفاق یا موضوع داره جلو می ره و روند خودشو طی می کنه)
قضیه فاکتر گیری. (خودتونو از مثالتون در بیارین و به موضوع نگاه کنید و حتما اونو به عنوان درسی ثبت کنید در ذهنتون ودر گوشه ای به صورت برچسب نگهدارید یا به صورت اطاقی که در مورد موضوعی که روی درش نوشتین به اندازه اون اطاق فکر کرده باشین. تا موقع استفاده اش سر برسه ... و اونو محدود به یک مثال و یک نتیجه نکنید). و از هر فرصتی برای این تبدیل ها استفاده کنید .
![]()
دامنه این فعالیت ها نا محدود است ..{هر چیزی که چشم می بیند هر چیزی که گوش می شنود هر چیزی که بینی بو می کشد و لمس می کنید }
انسان همیشه باید در راه باشد و زیبایی های راه گاهی از مقصد هم قشنگ تر است . بعد از مدتی این راه که خشک و کویری است با این اطاقهایی که ذهن شما در مورد هر چیزی (حد اقل کمی)ساخته تبدیل به قصری خواهد شد که راهرو هایی پر از اطاقهای زیباست . و حاضر نیستید که به راحتی از کنار هر اطاق (هر شیعی با سرعت)بگذرید . وسعی می کنید اتوبوس رو به هواپیما و موتور را به ماشین و پیاده روی رو به موتور سواری ترجیح دهید.....((اینم نتیجه..)) ه ه ![]()
![]()
این برچسب ها و یا اطاقها مطمئنن به صورت خودکار در ذهن شما می ماند (یعنی کافیه شما که از مثالی از پیرامونتون نتیجه ای گرفتین به اسمی بشناسید)در موقعی که دوباره در جایی بعد از مدتی برخورد کردید دوباره برچسبه و اطاقی از تفکر شما در اون مورد به ذهنتان خواهد آمد البته باید به روزش هم بکنید هاااا.
با زیاد شدن این برچسبها شما می توانید بعضی مشکلات یا سئوالهایتان را به داخل این مثالها یا برچسبها ببرید و و تا حد زیادی آنها را حل کنید.(((این قسمتش خیلی مهم بود..)))
یادتون نره که اینها فقط در مورد پله اول بودهااا از پله های بعدی فعلا فقط اسم می برم تا بعد...
*1- طبیعت
* 2- انسانها
*3- خدا(عشق) اگه هم خاستین بدونین تقسیم بندیش از کجا آوردم براتون تو کامنتاتون می زارم .![]()
و در مورد مثالی از مثال آپ بعدی رو تا آخر همین هفته می نویسم ..... در مورد نحوه زندگی کردن و عشق جاوید داشتن به هم .که طبیعت گرفتم ...![]()
![]()
![]()
ممنون از دوستای گلم که با اینکه خیلی وقته نیومدم بهم همیشه سر می زنن...و چرت و پرتامو تحمل می کنین ...... برا همیشه دوستتون دارم.... ![]()
![]()
![]()
![]()

