تبليغاتX
کلبه درویشی

یکشنبه یازدهم فروردین 1387

 

 آستانه . لحظه

سلام باز من اومدم دقت کردین این چند وقته چقدر کم حرف شدم ... (آخه...)شاید دارم جبران قبلی ها رو در میارم البته اگه بخام واقعا این کار رو بکنم باید چند تا فقط آپ خالی بزارم.....

شده به حدود و مرز ها افراد فکر کنید . راستش خودم کم... ولی باید کمک کنید و مطمئنم با نظرای قشنگتون به نتیجه هایی برسیم که چه حال چه بعدا به درد مون بخوره.

هر موجودی دارای حریم و مرزهایی است که باید هم ان موجود و هم دیگران به ان احترام بذارن .و با شرایط خاصی وارد این مرزها بشن تا باعث شکستن مرزها نشه در مورد انسان ها این محدوده ها خیلی زیباست (ارتباط های سالم) مخصوصا در زندگی های پنجر و مغشوش امروزی (نه فقط ایران ..همه جا..)مرزها جای خودشونو با حصارها عوض کردن و با اخم و غرور پشتیبانی می شن که خودشون بزرگ ترین دشمنای مرزها هستن . مثلا شما برای اینکه بخواهید به یکی بفهمونید که کارش خیلی خوب بوده یا ازش خیلی راضی هستین یا دوستش دارین ....باید کلی هاشیه چینی کنید تا محدوه اون فرد برسید و بعد حرفتونو بگین. یا خیلی عام ترش...... می شه با یک سلام وارد حریم و مرز کسی شد که او نیز همین اندازه دوست داره با شما ارتباط داشته باشه ... حالا ببینید این کلمه کلیدی کارش برا ما به کجا ریسیده که گفتنش از بله عرس خانوم ها هم سنگین تر شده .... وقتی ورودی به مرز ها کم بشه ارتباط هم کم می شه .... و انسان ها به هم نیاز دارن (همه نیاز به خدا داریم و بنده های خدا هم نماینده های اویند..)حتی یک کلمه مثبت از هر کسی تاثیری تا نزدیکای صد درصد در روان انسان داره به همینخاطر همه ادیان انسان ها رو به داشتن ارتباط سالم (سله ارحام دید و بازدید ....) دعوت می کنه حتی ارتباط با غیر انسانها (سفر کردن و هماهنگی با طبیعت..) . و یادمه روزای اول دانشگاه که بچه ها می خاستن افراد هم اطاقی توی خواب گاه انتخاب کنن همه می گشتن هم شهری هم لحجه ای هم رشته ای .... پیدا کنن که با هم باشن . که در واقع همه اینها بهانه ای بود برای اینکه اونها با هم باشن یا یک چیز مشترک ...........راستی می شه بی بهانه با کسی ارتباط برقرار کرد؟ نیازمند چه نوع فرهنگیه؟ نمی گم ارتباطی که ..آی بیا خونمون دیگه .... همون به صورت آن لاین در حد همین که توی راه که داری می ری یه خسته نباشیدی یه چاکریمی .. یه سلامی ... خیلی آن لاین وحتی یک طرفه .... خلاصه ارتباط خیلی خوبه به شرط این که شرایط مرزها یادمون نره. و حریم ها . و باید بدونیم که این حریم ها محدود به زمان و مکان .و حتی نزدیکی یا دوری دو شخص تاثیر دارد .مثلا تا جایی که شما رو می بینه توی یه محدوده ای هستیم .

 

تا اینجا حریم های یک فرد و آدم معمولی بود . و حالت پر رنگ ترش . همین امام زاده ها یا جا های مقدسه ... که می گن حریم فلان جا .... یا معروف ترش حرم امام رضا که می گن تا چند صد متر اون ور ترش آستانه (حریم) امام رضا است. ((آستانه رضوی)) که از مرکز حرم (مثل همه آدمها ی بالایی) تا مکان و زمان محدودی ادامه داره ... و جالب اینکه برای ورود به این حریم هیچ بهانه ای لازم نیست فقط شما می خاهی و شما می روی ....

حالا می خام از آستا نه و حریمی بگم که هیچ محدودیت و مرزی ندارد و نیاز به هیچ بهانه ای برای ورود به اون نیست و هر جایی هر جایی می تونه با هر کسی هر کسی باشه .

 

 آستانه خداوند.....

لحظه حال آستانه خداست....... ولی دشمنای بزرگی داره .مثل شیطان گذشته و شیطان آینده. به قول استاد از گذشته از خوب چه بد فقط باید درس گرفت و تمام .و لحظه حال را با گذشته خراب نکرد و به آینده امید داشت و حرس و نا امنی به آینده باز هم باعث از بین رفتن لحظه حال می شود . فقط یک نکته کلیدی این وسط ها هست که عموما ازش یاد نمی شه اینه که همین الان در هر مرحله زندگی که هستیم باید تمام سعی و تلاش خودمونو انجام بدیم.که بعدا شاکی از زمانه نکنیم.

برای در لحظه زندگی کردن رود بهترین مثال می تونه باشه . شما هر لحظه که بهش نگاه کنید (به یک مکان مشخص) عوض می شود و اون قسمتی که در نظر گرفته بودین دیگه در لحظه ای دیگر اون نیست.... و آخر تحول است...نه؟

پس سعی کنیم بچه های باحالی باشیم..... اینم نتیجه...

 

نوشته شده توسط جواد اسماعیلی در 8:4 |  لینک ثابت   •