شنبه بیست و دوم دی 1386
کندو
به نام اون خدایی که فقط یکی است...
آمدن محرم رو خوش آمد می گم راستش این چند روز و داشتم به این ایامی که توی قرآن چهار ماهن که حرام هستن فکر می کردم که چرا حرامن چراچهارتا یا....که چیزی به ذهنم نیومد و هنوز باید خیلی در موردش تحقیق کنم البته چند تا نکته گیر آوردم که هنوز کامل نشده.اگه تونستم کاملش کنم توی وب می زارم (حالا کی گفت چرا دیر کردی؟!!!).ولی یه موضوع همین سر صبحی به فکر اومد که تا ننوشتمش ولم نکرد...........کندو عسل......زنبور عسل.......بوی عطر گلها.........عسل........و هوایی که در لابه لای تمام این ها هست.
بیاییم همدیگه رو به خاطر خدا دوست داشته باشیم به خاطر خدا با کسی که می خاهیم ازدواج کنیم اختلاف هامونو به خاطر خدا کنار بزاریم از بدی های هم به خاطر خدا بگذریم .اصل موضوع عسل است و می شه به خاطر عسل ناب از مومش گذشت .اصلن خیلی وقتا به خاطر اینکه بگن عسلش نابه با همون مومش میارن در مغازه...... خیلی چیزا تو زندگی حالت موم برامون دارن که از خیلی اصل ها و واقعیت ها دورمون می کنن البته شاید بستگی به کسی داره که کسی تا حالا از طعم اون عسله چشیده باشه یا نه؟ ولی با دونستن((آگاه بودن)) شیرینی عسل و بودن موم می شه به راهتی به خاطر عسل از موم گذشت.شاید جای این جمله هه این جا باشه ((زندگی شیرین می شود)).خوب یه سری به بقیه بزنیم.....به صورت کاملا غریزه ای این زنبورها به طرف گلهای معطر می رن(فقط چیز های معطر و خوب ...پاکی هاااا)با خودشون از بهترین های این طبیعت چیزهایی رو باز گل چین می کنن و می برن به جایی که همه اون جا جمعن و از خودشون در خونه خودشون بهترینها رو که به نظرشون عالی ترینه که واقعا هم عالیه رو میچسبونن به هم تا به هدف شون که شیرینی و خوبی و خوشبختیه برسن .چقد کلمه خود تکرار شد خودشون جمع کنن خودشون بیارن آخرش حاصل کار خودشون اون شیرینیه باشه....منم می خام به شیرین بودن کارها برسم شاید خیلی کارا شیرینیش بعد از چند روز مشخص بشه ولی آخرش شیرینه. یاد یه جمله از یکی از همین وبای قشنگ شما افتادم که نوشته بود ((همه کارها یا اتفاق ها آخرش خوبه اگه براتون شیرین نیست هنوز به آخرش نرسیدین))اصلن اگه بدونیم که آخرش همیشه خوب می شه می شه همون لحظه به اون کار می خندید نه این که وقتی به خاطره ها پیوست با دید طنز بهش نگاه کرد همین فاصله بین اتفاق افتادن ها تا تبدیل به خنده شدن هاست که باعث حروم شدم لحظه ها می شن.........خوب خیلی دورشدم.......کارهای خوب توی این سیکل زنبور ها می تونه همون کارهای خوب باشه برا آدما .....وای چه زنبور بدی هستم چقد از کندو ها دور شدم آخه اون ور ترم هنوز گل هست (البته باید مواظب گلهای حشره خار بود اینو توی کاتالوگ کندو ها نوشته)ولی این دفعه می خام از این کوه بلنده بگذرم ببنینم اون طرفش چیه چقدر هوا این بالا سرده .چقدر سرم از دست زنبورایی که قبل از اینکه راه بیوفتم هنوز درد می کنه همش می گفتن کار تو فقط کار کردنه و کار هایی که ما می گیمه همینه همینه همینه و بس....ولی من دوست ندارم زندونی باشم...../ اااااااااااااااااااااااا اینجا هم یه کندو دیگه هست فک نمی کردم به غیر از کندویه خودمون کندو دیگه هم باشن ....ولی مثل اینکه اینا یه خورده با ما فرق دارن کارشون یه چیز دیگه اس اصلن دنبال عسل هم نیستن لباساشونم با ما فرق داره نمی دونم چرا با هم این قده دعوا می کنن ..خوب یه خورده دیگه تا قله کوه نمونده راستش یه خورده سردم هم شده ولی دیگه چیزی نمونده ../...رسیدیم دیگه .چقدر از اینجا کندومون کوچولو شده ......واااااااااااای باورتون نمی شه چقد کندو اون پایین کنار همن 10تا 100تا 1000تا نه خیلی.....ولی خب سرپایینی رو می شه زود رفت....وای که که بوی عطر همه جای این دشت و گرفته همه دارن همه سعی خودشونو می کنن تا اسمشونو در بالا ترین تولید کننده های عسل ثبت کنن....فقط فقط یه چیزی .....همه این راهو اومدم از همه کوه و کعبه های ساخته گی و زنبورهای کوهی و قله و سرما و دوستام یاد کردم غیر از اونی که این همه وقت با هم بود و قبل و بعد تمام این اسمها بود ولی من به زبون نیاوردمش هوا.که حتی بینشبکه های کندوها و همه جا هست...یا به قول آدما خدا.حالا هر کسی از گلهای خوش بوی و بهتری استفاده کنه مطمئنن عسل بهتری خواهد ساخت///// ...خدا جون منو آزاد آفریدی پس چرا خودمون اینجوریش کردیم خودمونو توی اینهمه حسار و قفس زندونی کردیم و خودمون کاری با خودموون کردیم که نمی تونیم آزاد فکر کنیم....دیدمو و آگاهیمو نسبت به هه چیزی که خلق کردیو نکردی بالا ببر که در معبدی خود ساخته خواهم ماند و اون چیزی که توی قرآنت قرار بود به بنده های خوب خوبت وعده دادی به ما هم بده.(رو رو بگردم)
راستی بعضی از این زنبورهای دور کندوها به جای تبلیق عسلشون زنبورهای غریبه یا خنثی رو نیش می زنن و از خودشون می رونن.
پی نوشت 1:
اگه دوست داشته باشین لابه لای آپها از یک سری اسرار و میانبر ها و زیبایی ها که در قرآن و یوحنا زیاد بهشون تاکید کرده و واقعا عسل های این هوا به حساب میان رو با هم بررسی کنیم و حد اقل تا جایی که عقل مون جواب می ده با هم پیش ببریم......مثلا قانون سایه ها ,مثالها و تبدیل همه چیز به مثل, تشبیه و شباهتهای طبیعت و ربطش به انسان ,روضه انسان,.......هدف انسان,معجزه
پی نوشت 2:
شرمنده فک می کردم کم می شه .....ولی باز پر حرفی کردم ......راستی نظرتون در مورد چیزای طنز چیه اصلن شوخی خوبه نقش طنز توی زندگی کاربردی تون چه جوریه با خدا هم شوخی کردین تو کتابش دیدین یا نه....
.
جمعه هفتم دی 1386
سلام ببخشید این دفعه مثل اینکه خیلی دیر کردم ...
.شرمنده دوستای گلم.نمی دونین چقدر دلم برا همه تون تنگ شده بود.عید های گذشته و عیدهای پیش رو به همتون تبریک می گم...راستی داریم به کریسمس و عید غدیر هم نزدیک می شیم ها...من عاشق این چند روزم خیلی دوست دارم این روزهاروولی خب بعضی چیزهای حاشیه ایش هم آدمو ناراحت می کنه.....وای تولد یکی از پیامبرهای قشنگ و ناز خداست نمی دونم از این روز ها چه طوری میشه درسهایی تا حدی لایق رو گرفت. ما مسلمون هستیم ولی مثل بچه هایی که فقط می گن و قادر به انجام کاری نیستن وفقط بلند بلند می گیم...ما می گیم برای حالا...مسلمان شدن باید به همه پیامبران قبل از محمد(ص) ایمان داشته باشیم یعنی قبولشون داشته باشیم در صورتی که شاید تا همین چند وقت پیشها جلوی بعضی افراطی ها سخنی از مسیح (ص) می آوردی به دید کافر بهت نگاه می کردن...(شاید الان هم..هم). خدا توی قرآنش می گه باید به تمام کتابهای آسمانی اش چه تورات یوحنا انجیل ...ایمان بیاورید . مطمئنن نمی گه چشم بسته ایمان بیاورید حد اقل یه بار بخونیم ببینیم توی این کتابهای خدا چه حرفهایی به بنده هاش می زنه......نه این که نخونده رای بدیم. به قول قرآن همان چیزی که پدرانمان به ما آموختن اطاعت می کنیم.... قبلنا برا اینکه یکی رو درک کنم خودمو به یک نقطه صفری می رسوندم و خودمو از فاصله ای یک متری نگاه می کردم و بادیدی کاملا بی طرف کاملا بی طرفها ..بعد خودمو جای اون آدم می زاشتم تا یه خورده از کار هاش یا رفتارهاشو درک کنم. حالا میایین این کارو با دین های قشنگ اطرافمون بکنیم؟؟ حالا که بهانه اش پیش اومده دیگه....![]()
![]()
![]()
اول مسیحیت ...در این دین زیبا که پیرو پیامبر زیبا و عشق و محبت عیسی پسر مریم که در قرآن به اسم مادر پاک یاد شده است .و و آیه های خیلی فراوانی از رفتار و سر گذشت این پیامبر که خدا به ایشان روح القدس عتا فرمود از معجزات فراوان وی...از زندگی زیبای آن بزرگوار و مادر عزیزشان از پاک بودن و آثار آن که در زندگی آنها و پیروان راستین شان کاملا مشهود است. و در زیبا عبادت کردن آنها واقعا برای بعضی ها خیلی جای تعجب دارد.باید هم تعجب کنند آخه اونا بت ها را می پرستن نه خدا را...(بت: هر چیزی هر چیزی جز خدا)سر خودمون کلاه نزاریم....واقعا هیچ کس رو به اندازه خدا دوست نداشته باشیم یا تعبیر قرآن برای من(خدا) همتایی نیاورید توی سوره قل هو الله..خودمون که روزی 10 بار می خونیم ولی به قدری که چشم و گوش بسته خوندیم رسوب گرفته... ودر آخر خداوند می گه من عیسی را به سوی خود آوردم وایشان همیشه زنده است راهبر و ناجی پیروانش در قیامت.....
خداوند محمد(ص) را به عنوان ختم پیامبر هایش برگزید (آخرینش)تا باز هم کار را بر انسان ها راحت تر کنند و با گفتن چیز هایی(می گم تا حدیشو که ..)همه انسانها رو به قانونی خاص سپردند تا دیگه بهانه یا کم و کاستی نداشته باشن.تا حالا فکر کردین توی قرآن تاز یک زمانی ..مردم با زیاد شدن بعضی گناهها کن فــیکون می شدن و خدا آنها را کاملا با خاک یکی می کرد ولی از زمانی دیگه این اتفاق ها دیگه تکرار نشد....تا جاییی که من تحقیق کردم و فکر کج و معوج صاف کاری شدمو کار انداختم....به این نتیجه رسیدم که این ها دنباله مراحل تکمیل انسان بوده و با تکمیل عقل انسان خدا او را تکمیل کرد و با گذاشتن کاتالگ هایی برای دور نشدن از هدف اصلیش او را راهنمایی کرد . ولی باید به اون قانونی که بالا گفتم توجه داشت . قانون هایی از این قبیل که هر چیز بزرگی اجسام کوچک تر را به دور خود در فاصله ای نگه می دارد ((قانون زمین)).که حتی برای در مدار قرار دادن ماهواره ها هم ازش اسنفاده می شه......هر وقت شما به کسی یا چیزی بدی کردید به شما کسی یا چیزی بدی باید بکند((قانون بدی))..اگر به کسی به چشم نا پاکی نگاه کردید به نزدیک ترین کستان باید نگاه کنند.......((کلا قانون های متقابل))که در همه ادیان یکی هستند.![]()
در بین شیعه ها و اهل سنت هم در گذشته با شدت زیادی اختلاف بوده...تا حدی که متقابلا کشتن هم را حلال می دانستن و کاملا پیداست که به دنبال حق نبودند وبیشتر بزرگان به هر وسیله ای جواب هم را می دادن....حالا بگذریم ....استادم همیشه اصرار داشتن که حرف خوب و درستو از هر کسی شنیدی ...قبول کنید (با حق مقایسه کنید)و به آن شخص احترام زیادی بزارین از هر دینی که باشد و حرف نادرست را از هر کسی که شنیدین ردش کنید (به حق) حتی از دین خودتان بود......واقعا با چه دیدی و چقدر بی طرف گفت.حالا اگه علی (ع) یا چهارده معصوم ناز ما هم امام نبودن اون حرفای قشنگ از هر آدمی که بود قابل قبول وبرای راه چراغ بودن.و خیلی کمک می تونن بکنن حالا خودکسی نخواد یاد بگیره یه چیز دیگه است . ولی باید یادمون باشه که بهمون گفتن ما گوش نکردیم یا رد کردیم .(اینو به خاطر قانون ها و اتمام حجتی که قبل گفیم گفتماا)کار ندارم توی روضه هاو ....خودمون بدترین توهینو می کنیم بهشون..یا علی های زمانه مونو به خاطر همون سن کمشون رد می کنیم.
![]()
![]()
![]()
حالا یه نگاهی هم به قرآن بندازیم...خدا می فرماید که تمام اختلافهایتان را کنار بزارین و به سوی چیز مشترک بین تان که من(خدا)هستم بیایید تا رستگار شوید ...آهای----- فکر نکنیم که مسلمونیم یا مسیح یا یهود یا..دیگه راه پیدا کردیم هاااااا نه ..خدا همه این کتابو دستورو سختی های زندگی و ...برامون گذاشته تا ما رو به خودش نزدیک کنه آخه توی کاتالگمون نوشته اینجوری آروم می شیم....و خدا نکنه که مثل اون آدمها بشیم که خود دین (هر دینی) حجابی برای خداشون بشه.....(فک می کنم همیشه کار هارو افراطی ها و تفریط کن ها خراب می کنن)
یه چیز دیگه ای هم توی قرآن هست که خیلی برام جالب بود خودتون ازش نتیجه بگیرین.....مذمونش این بود: ما خود شما را به گروه ها و فرقه هایی و.....آفریدیم .ما می توانستیم شما را از یک گروه قرار بدهیم ....و در پایان می فرماید که شما در هر دینی که هستید باید به تعالی برسید...بابا دیگه چقدر قشنگی توی این هستی گذاشتی خدا همه چیز و همه کس رو به خاطر خوشبختی انسانها گذاشتی ..پدر مادر زن شوهر سختی هااا مر گ هر کدام....زلزله زمین اسمان....تازه فهمیدم که خدا وقتی می گه تمام چیز های عالم ((مسخر)) انسانند یعنی چی!!!!!! یعنی همش بهانه بود؟؟؟؟!!!!
![]()
ببخشید خیلی حرف زدم ....راستی یکی از دلایل دیگه دیر اومدنم این بود که این آقا ناصر که توی لینکمه مجبورم کرد موبال بگیرم ...اولین اتفاقی که برام افتاد خیلی باحال بود...سر ظهری گفتم یه خورده mp3گوش کنم وبعدشم بخوابم .دوستم دارم آهنگو باصدای تقریبا بلند گوش کنم...و عموما هم موبایل رو حالت ویبره است .دراز کشیدم گوشی ها رو داخل گوشم کردم و یه دستمو گذاشتم روی سینه بعد گوشی رو روی دستم و بعد ازplay دستمو گذاشتم بالای گوشی.....بعد از چند دقیقه با خودم می گفتم حتما یکی زنگ زد (ویبره)نگاه کردم دیدم نه..دوباره سه باره و...خلاصه فهمیدم بابا .... قلبم رو ویبره بوده اونم نه الان بلکه 24ساله کسی گوشی و بر نمی داره....جوادی گوشی و بردار دیگه......![]()
![]()

