تبليغاتX
کلبه درویشی

پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386

سلام به همه همسفران راه عشق

(۲۵)

گفتم به این بهانه یه خورده خودمو معرفی کنم اینجوری شاید از سرگذشت همدیگه بتونیم

درس وعبرت بگیریم مثل مثالها وداستان هایی که توی قرآن اومده..

داستان زندگی من (نه مردگی) از جایی شروع شد که خیلی اتفاقی (از نظرمن)

با یک جلسه قرآنی آشنا شدم که با بقیه جلسات مذهبی خیلی فرق داشت

خدا رو خیلی زیبا و واقعی می پرستیدند راستش دفعه اول خیلی می ترسیدم چون

نمی دونستم کجا اومدم فقط یه نفر آدرسی بهم داد که ..باید میرفتم.

همان جلسه اولی که تا آخر جلسه بودم کار خودشو کرد . و دیگه نگزاشت از اونجا دل بکنم

پنج شنبه ها بعد از ظهر دیگه برام یه روز مقدس شده بود.قرآن را عمل می کردند ولذتی می بردند که حد ومرزی نداشت

در این جلسه که در خانه ای نورانی اجرا می شد.نیازی به سئوال نبود .شما از موضوع جلسه ,رفتار های خانوادگی

و در و دیوار و فضای بهشتی آن فقط جواب دریافت می کنی..

گفته ها وعملکرد های استادم با کنده کاری

و رنگ طلایی توی ذهنم ثبت می شد.

همیشه توی ذهنم سئوال های اساسی پیش می اومد که بعضی وقتها می ترسیدم .وبه دنبالشون

تمام کتابهای روان شناسی وروان کاوی و روان پزشکی ...دانشگاه وکامل خونده بودم.به یه سری سئوال هام

کمی جواب می داد وبعضی وقتها سئوال هارو پیچیده تر می کرد.

توی جلسه قرآنی می رفتم نحوه جدید خواندن قرآن یاد گرفتم.بعد از چند وقت دیگه با سئوالاتی که برام پیش می اومد

موضوع ایجاد می شد وشفافترین جواب ر از توی قرآن در می آوردم(البته من قبلا هم قرآن می خوندم ها ولی..)

جذب اسلام نابی که حاکم بود شدم و تصمیم گرفتم که از مسلمان زاده بودن در بیام و کاری رو کور کورانه

و بدون هدف عالی انجام ندهم . اطرافم از ادیان مختلف مثل اهل سنت عزیز, شیعه مظلوم,مسیحیت مهربان

افراد زیادی بودند. جلسات آنها هم می رفتم وجواب سئوالاتمو اونجا هم پی گیری می کردم.چند ماهی گذشت.

نتیجه این چند ماه آشنایی با انواع ادیان زیبای خدای بزرگ بود وارتباط بین آنها.....

همه زیبا و عالی بودند و مرتبط وهمه از یک چیز شروع وبه یک چیز ختم می شدند.

و من همچنان به دنبال عالی ترین ... به کمک استادم و راهنمایی ها ونشانه ها خلاصه اسلام شیرین

و کامل (که خاصیت تشخیص دارد) را انتخاب کردم.

و از اینجا تازه آغاز زندگیم شروع شد از شهادتین شروع کردم و اذان مسلمان شدن را خودم در گوش دلم

خواندم. وقلبا احساسش کردم و از بودنش لذت می برم . نماز خواندنم فرق کرد اخلاق ودیدم نسبت به همه و..

منم در ازای این همه لطف و مهربونی که بهم داد قول دادم که همه رو در این جشن خلقت و این همه زیبایی

و این لذت شیرین دائم شریک کنم.

چهار ماهم شده بود.که اومدم شهر خودم(چهار ماه بود که ایمان آورده بودم) می خواستم اول یه جلسه

کوچولو با بچه ها راه بندازم. که به یاد حرف استادم افتادم که می گفتن تا کسی خودشو نسازه

نمی تونه دیگران و راهنمایی کنه(تاثیربذاره) بجای این جلسه گفتم یه وب لاگ درست کنم

تا بتونم با نظرها وراهنمایی های شما گلهای بهشتی راهمو بهتر بشناسم.

* اول تیر ماه برا من دو نوع تولده یکی اینکه متولد یکم تیرماه هستم.

و به سبک معرفی استادم نه ماهم بود می شه(یه تولد دیگه).

یه تحول جدیده که برام تازگی داره .

از جمادی مردم و نامی شدم                وزنما مردم ز حیوان سر زدم

مردم از حیوانی و آدم شدم        پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

حمله دیگر بمیرم از بشر                         تا بر آرم از ملائک بال و پر

بار دیگر از ملک قربان شوم                  آنچه اندر وهم ناید آن شوم

پس عدم گردم عدم چون ارغنون         گویدم ک ((انا الیه راجعون))

اگه دوست دارین ماه و روز تولدتون رو برام بنویسید.

راستی چند سالتونه؟

 

نوشته شده توسط جواد اسماعیلی در 7:31 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386

 

یک رکعت عشق

به نام خداوند بخشنده مهربان

به یاری وکمک خدایی که بخشش ومحربونی داره

حمد و ستایش مخصوص فقط یک خداست خدایی که رب

تمام عالم های موجود باشه

پس ما باید ستایش رو مخصوص عالی ترین ها بزاریم

محربون وبخشنده است

گناه هاو کار هامو پیش کسی می برم که روی محربونیش

بشه حساب کرد و بدونم که می بخشتم

مالک روز قیامت است

کسی که می پرستم پادشاه روز حسابرسیه

آخ جون یه پارتی هم پیداردیم اگه..

فقط تورو می پرستم و فقط از تو کمک می خواهم

یه جورایی می گی برو از هرکی که عبادتش رو میکنی

از همونم کمک بخواه .راست می گی چون بیشتر از شیطان

اطاعت می کنیم و از تو کمک می خواهیم

خدا جون ما را به راه راست هدایت کن

مثل حضرت یوسف که توی اون موقعیت گناه به خدا گفت

اگه تو منو از گناه دور نکنی من را در این امر ناتوان خواهی دید

راهی که در آن را نعمت قرار دادی

راهی که صلاح ما رو درش می بینی دیگه آرزویی برام نمی مونه

چون می دونم که بهترین نقشه زندگی وحل خیلی کارا دست توست

پس منت غیر تورو نمی کشم. پس نبای هیچ امری ناراحت کننده باشه

چون من خوب و بدو نمی تونم تشخیص بدم...

نه راه کسانی که مورد غذبت قرار گرفتن

به راهی که تو رو ناراحت بکنه ما رو نزدیک نکن

ونه گمراهان

ونه راه کسانی که دیر به مقصد می رسندو

خیلی از راه رو می رن تازه می فهمند که اشتباه بوده(حتی ندانسته)

***

قسم به خدایی که بخشنده و محربونه

بگو خدا یکی است و شریکی ندارد

برای خدا کسی یا شی راکه خیلی دوست دارید همتا ویکسان قرار ندهید

از کسی متولد نشده و کسی نیز از او بدنیا نیا مده

خدا بوجود آورنده است پس کسی بالا تر از او نیست و به کسانی که فکر میکنند

که خدا فرزندی دارد بعضی از مسیحی های افراطیکه این طور نیست  مثال همانند

آن حضرت آدم است او که نه پدر داشت ونه مادر پس او هم... نه از گمان پیروی نکنید

برای او هیچ همتایی نیست(چون بالا ترین است)

قنوت:دستها را مثل دو تا گل برگ جلوی صورت گرفته(به یک گل قبلش نگاه کنید)

خاصیت گل برگ: انتهای گل برگها سفید است مثل انتهای دل تمام آدمها

تمام گلبرگ ها حول یک چیزهندسی شکلی جمع شدنی یه خیلی هم

دونه هاریز دورشن که همون کعبه دل شما می تونه باشه

پس با خدای درون خودتون حرف بزنین  راستی چقدر نزدیکه!!

 

رکوع: پاک و منزه است خدای من و گواهی می دهم خدام بزرگترین .عظیمترین است

سجده:پاک ومنزه است پروردگارم و شهادت می دهم که

خدام عالی ترین است.(من پیروی عالی ترینها هستم)خداکنه

 

الحمد و لله: حمد و شکر خدا را شهادت میدم(قسم می خورم)که

خدای من یکی است وشریکی ندارد . و گواهی می دهم محمد(ص)

در درجه اول بنده و سپس رسول توست محمد از جنس شما است

پس از او الگو می توانید بگیریدخداوندا درود بفرست بر محمد و خاندان

پاکش خوبه که بدونین صلوات تویه یکی از آیه هایه قرآنه

سلام و درود خداوند به انباء خدا (خداوند می گه تمام انبیاءپیش

من یکسانند شرمنده شون که فعلا توی دنیای العان

بیشتری ها دنبال منافع یا غرض های خودشون با انواع دین

جلو میرن و به حساب انواع دین برای هم  فرق وتبعیض قائل می شن)

وحدت وانسجامی امروز برای شیعه وسنی گذاشتیم .معلوم نیست

کی همه عالم کامل بشن و از نوع تمام ادیانش کنن!!

خدا در قرآنش می فر ماید ببینید چه چیزی بین شما مشترک است

آن پرستش خداست وبه آن روی بیا ورید وبا هم در صلح باشید.

آخه همه خدارا می پرستند ولی هر کسی یکی رو را واسته می کند.

(هر حجابی را باید بر داشت...)

سلام ودرود ما بر بندگان صالحت(آنها را پیش خودم حس می کنم )

السلام علیکم و رحمت الله  و برکاته

*برای کامل کردنش کمکم کنید..

خواندن یه دورکتیش  در روز هفته یا ماه سفارش شده.

تا یادمون نره که .........

در پناه حق

نوشته شده توسط جواد اسماعیلی در 4:54 |  لینک ثابت   • 

جمعه هجدهم خرداد 1386

 

سلام

 

شاید مرگ

حضرت عیسی (ع):وقتی نزدیکانتان میمیرند شادی کنید.

خدا به قدری در چشمانشان بزرگ است که بقیه خیلی کوچک وناچیزند.

فلسفه لباس سیاه پوشیدن (در رم و ایران باستان):

خدای مرگ از فرد سیاه پوش دور می شه...(مگه مرگ بده)

 

* مرگ می تونه : انتهای یک زندگی شیرین باشه که با اومدنش کام یه عده آدمو

تلخ و اونا رو ناراحت می کنه.

* می تونه  تنها جایی باشه که یه فقیر یافرد ضعیف (دنیایی) می تونه بهش

پناه بیاره و نفس راحتی بکشه.

*می تونیم یه راهی رو در نظر بگیریم که مقابلمان کوهی بزرگه شاید این

راه ما از چندین کوه هم بگذره ولی از خاصیت های کوه هم بهره ببریم

کوه از همان اوایل راه پیداست عظیم و واقعیه وهمیشه در گوشه چشم ماهست

ولی اگه بخواهیم به طرفش بریم بازم به ما مهلت میده و میبینید هنوز

فاصله دارد.(مثل مرگ)

*این یکی برای بعضی هاست . همه دوست دارن معشوقشونو بغل کنن و برای

رسیدن به عشقشون دست به هر کاری که اونو راضی می کنه می زنند.

اگه جسم باشه که خیلی راحته , اگه از نوع روح یا غیر مادی باشه

یا باید معشوق تبدیل به جسم بشه یا جسم مادی تبدیل به روح بشه

که راحت ترین و  وعده الهی به این افراد مرگ است.

*یک مطلب در همین مورد ولی از خودتون

اینجا کلیک کنید

 

 

چقدر مرگ براشون شیرینه وبهترین حالت انتظاره(دیدن معشوق)

شاید به همین خاطر می گن

بنده کسی هستی که در بند آنی(بنده خدا باش و بس)

 

چقدر خوب میشد که ما به دنبال حقیقت باشیم, حقیقت حرفها,یا نشانه ها

تا اینکه نتیجه و حاصل کار دیگران را فقط تکرار کنیم حد اقل یک نگاه

به حقیقی و راست بودنش بیندازیم, شاید کسانی نادانسته کار بدی را

تکرار کنند...

باز هم می گم قرآن مخصوص خودمونه و نباید بدی های آنرا به کسانی

غیر خودمان برچسب بزنیم هنوز هم افرادی هستند (یا موضوع هایی

هستند) که کور کورانه به دنبال سخنان اجدادشان (مان) هستیم.

 

0 ما می گوییم نماز سر وقتش در قرآن سفارش شده ظهر و عصر رو

با هم و مغرب و عشا را با هم در یک زمان می خوانیم.

 

 0 انفاق و ذکات توسیه شده . در فامیل وهمسایه مستمند داریم.

 

0 حضرت علی و فاطمه را دوست داریم ولی در خانواده ها سردی هست.(خدا نکنه)

 

0 برای اینکه یکی به معشوقش رسیده به جای جشن عذا می گیرن.

 

0 بهترین کتاب راهنما ولذت رو داریم ولی توی تاغچه واحتمالابعدا توی قاب.

 

راستی اینو شنیدین: خدا او را (حضرت مسیح (ع)) به سوی خود بالا برد

و خداوند توانا و حکیم است.  و هیچ یک از شما اهل کتاب نیست مکر

اینکه به او (حضرت عیسی (ع)) ایمان می آورد و روز قیا مت

بر آنها گواه خواهد بود.

((آیه158و157 سوره النساء))

 

به قول خود قرآن .قرآن را می خوانید و به بعضی از آیات که به نفع شماست

ایمان می آورید, وای بر شما.

 

پس زود قضاوت نکنیم واگر کردیم به حق باشه نه به نفع

.................................

.............

دفعه دیگه در مورد حضرت فاطمه(ع) می خوام بنویسم

مثل دفعه پیش کمکم کنید.. که از خودم هیچی ندارم....

منتظرم هاااا..

 

 

 

 

   


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جواد اسماعیلی در 17:19 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم خرداد 1386

شبی که گذشت

 

شب قبل هوا بد جوری می پیچید تودرختها خیلی حرفها برا گفتن داشت

اینو به برگها می گفت ولی ازش هیچی نمی فهمیدم البته خیلی چیزها

نزدیکم هستن ونمی تونم درکشون کنم .

 

اوایل روز بود یکی از دوستهای دوران دانشجویم که خیلی دوستشدارم

(نصیر ذکری) زنگ زد . می خواست بره مکه خیلی خوشحال شدم

توری که هرچی پرسید دیگه نمی تونستم جوابشو بدم .

توی حالو هوای دیشب بودم که باز تلفن زنگ خورد (شب بود)

یکی از آشنایان بود که می خواست فوت مادرشو اطلاع بده .

.

آره هر دوتا یه جا می خواستن برن . نصیر جسمش می خواست ببره

مادری    روح عزیزشو .خانواده  نصیر جشن گرفته بودن.

خانواده مادر عذا ...باز به یاد باد های دیشب افتادم ......

 

واقعا داشتم قاطی می کردم چون وقت خواب بود و یک نوع

سفر دیگه (مرگ) به طرف  خدا . دارم می  بینیم که

همه شب این همه اتفاق هایی که گفتم داره تکرار می شه

ولی هیچ کس نه صبح به خاطر زنده شدن جشن می گیرن

ونه شب به خاطر اینکه دارن میمیرن عذا...

آخرش باید بخندیم یا گریه کنیم.راستش کدومه؟

(چی ی ی شد!!!     )

راستی به نظر شما مرگ یعنی چی؟

خوبه یا بد؟

چه تاثیری داره؟

این موضوع دفعه دیگه باشه..

منتظر جواباتون هستم...

 

این موضوع مربوط به شنبه ای که گذشت میشه.

تورو خدا حالا بخند.

 

 

نوشته شده توسط جواد اسماعیلی در 15:42 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم خرداد 1386

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

سلام

جای همتون خالی بود ولی دل همتون با من اونجا بود

به یاد تک تک شما بودم . خورشید داغ نماز ظهرش

صحن گوهر شادش شاهدن .

عجب آش پشت پایی ساختین مرسی

راستی کی جشن تولد داشته...

یه چند تا سوقاتی مشهدی آوردم:

***

ز شوق روی توشاها بدین اسیر فراق

همان رسید کز آتش به روی کاه رسید

***

یه آهنگ خراسانی

من نگاهت کردم باران گرفت

لحظه های آشنایی جان گرفت

تا وجودم تنین انداز شد

گفت وگویم با خدا آغاز شد

مثل گل در سجده پرپر می شوم

می روم از خویش و دیگر می شوم

اله.. جان..

***

در مورد حضرت زهرا اگه مطلبی دارین حتما برام بفرستین

خیلی برام مهمه اطلاعاته من خیلی کمه کلبه درویشی

خونه دلهای شماست میخواهم مطلبهای شمارو در مورد

حضرت فاطمه بنویسم وخودمم هم استفاده کنم.

دل نوشته رو هم آپ کردم سربزنین

اگه به وب راهی برای رسیدن نرفتین حتما برین

چون ایندفعه ول خرجی کردم.

(جواد)

 

نوشته شده توسط جواد اسماعیلی در 9:44 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هفتم خرداد 1386

 

انواع گریه کردن (اشک ریختن)

 

گریه ای که غصه ای داریم مثل یک درد یا دل تنگی یا اثر یه گناه

گریه وقتی که کسی رو از دست می دهیم یا اتفاق بدی رو شاهدیم

این نوع گریه کردن فقط برای خودمونه و بیشتر از روی ود خواهیه

تا دلسوزیها... مثلا در مورد فردی که از دست رفته  گریه می کنیم چون

از بین ما رفته و ما تنها شدیم و دیگه نمی تونیم با اون خاطره ای داشته باشیم

پس به حال خودمون گریه می کنیم .

ایننوع گریه فقط موجب تخلیه شدن از اون نگرانی شده . فایده اون برگشتن به حالت

اولیه و نرمال است و حتی یه پله پایین تر .(روی همه اطرافیان تاثیر میگذارد)

 

گریه ای که در مواقع خوشحالی پیش میاد (اشک ذوق) که حاصل شده از جو است

این نوع گریه کردن برای دیگران تاثیری نمی گذارد چون از دل و گذشته او خبری

ندارند . وموجب متعادل شدن استرس و ابراز احساسات به افراد مشخصی می شود .

فایده آن عمیق شدن یک عشق و برگشت به حالت نرمال اولیه است .

 

گریه و اشک ریختن نوع سوم و با یه مثال از حضرت علی (ع) می خواهم بگم:

شاید این سوال برایه شما هم پیش آمده باشه ک چرا حضرت علی شب ها به دعا

تا صبح بیدار بودن و گریه می کردن و از خدا طلب آمرزش می کردند ایشان که

معصومند و گناه نکردند که بخواهند گریه یا آمرزش بخواهند  . بله انسانی که به

کمال رسیده هر گاه در مقابل قدرت برتر و بزرگی قرار میگیرد بی اختیار

سر فرود می آورد و اشک ها خود به منزله تایید زبان و ایمان فرود می آیند .

این نوع اشک ها موجب تهی شدن انسان  از هر گونه غم وغصه ,ناراحتی و

ترس از هر کی جز خدا میشه . وبرتری این وع اشک ها نسبت  به قبلی ها

اینست که در قبلی ها در نهایت و عالی ترین مرتبه اش  از غصه فرار میکنیم

و به یک خلع و خالی شدن می رسیم که در این نوع شادی وفراوان و بینهایت

عشق سرشار وبی حد ونهایت ,و امید و ایجاد حس ایثار را در انسان تقویت می کند

و حتی در محدوده تن خلاصه نمی شه بلکه در افرادی هم که با شما در ارتباطند

تاثیر مطلوب ایجاد میکند .

===============

این یکی رو خلاصه می کنم...

 

عشق کودکانه : یک طرفه است(کاری می کنن که شما به او محبت کنی)             1

2عشق معمولی رایج: اگر محبتی کردن از طرف مقابل هم انتظار متقابل دارند والا...

3عشق: بدون هیج چشم داشتی محبت می کنن لازم نیست کسی از اونا تشکر یا

ببینشون چون اونها آدم های نیاز مندی نیستند و ثروت مندند.

 

خدا جون کمک کن تا انتخاب وتمایل مان به طرف چیز های عالی باشه  باشه..

 

 

نوشته شده توسط جواد اسماعیلی در 0:6 |  لینک ثابت   •